این شعرو با بچه ها تو دوران آموزشی خدمت درست کردیم .
البته با اقتباس از آهنگ سیاوش قمیشی به اسم نقاب .
ای سرباز گریه نکن ما هممون مثله همیم
صبحا که از خواب پا می شیم یغلوی رو بر می داریم
صفهای دسشویی رو باش صفه همیشه با صفاست
یکی نگهبان میشه و یکی میشه تفنگ به دوش
یکی نظافت چی می شه یکی می شه آدم فروش
کهنه کلاه سربازی تا شب رو کله های ماست
گریه های پشت کلاه مثله همیشه بی صداست
هر کسی هستی یه دفعه جیم بشو از توی صفها
بشین پاشو ها رو نرو مگه کین گروهبانا
نقشه یک کشور رو روی صورتک اونا بکش
واسه یه بارم که شده جای اونا تو ایست بکش

شتریه که در خونه هر پسری می شینه .
فقط می تونم بگم خدا صبر بده بهتون .
به قول بچه ها گفتنی :
ما که رفتیم نگران .......
حالا کی می تونه سه مرتبه بگه :
سربازی سره بازی سره سرسره بازی زد سره سربازی رو تو سرسره سر داد


